گالری
جریان زندگی
همواره انسان ها در پی هم می آیند و در تونل زندگی به تنهایی فرو می روند اما همواره زندگی جریان دارد
حربن ریاحی
او از زندان ذهن آزاد شد، درست در دقایق آخر انتخاب بین تاریکی و روشنایی
مادر ترزا
که همچون درختی تنومند خدا را صدا زد و در نور سبز به آرامش رسید
درختی که جاودان شد
اشاره به داستان حضرت یحیی(ع)
دوست
من و مادرم در شبهای تاریک زمستان (اولین سال فوت همسرم – سال ۸۶)
مادر
مادر در لباس احرام پاهایش روی گل نیلوفر
گالری
در گالری فقط رنگ روی بوم هاست …. نقاش در گوشه گالری رنگ میریزد!
اصحاب کهف
این باور من است که اصحاب کهف واژه لا اله الا اله را خالصانه به جان دوخته بودند.
پس از او
از مرگ همسرم پلی ساختم، برای عبور از این دنیای فانی و سحرگاه فرشته ای پرهایش رابر سرم ریخت
پیامبر
عبور پیامبر از کو چههای داغ و تفت دیده،سنگهای آذری، استواری پیامبر در راه خدا، مردم نادان وجاهل بر پا های او سنگ میزدند… اما گل توحید در آن سرزمین خشک، در میان سنگها و صلابتها گسترش یافت … زیرا او صبر را میشناخت
موسی
لت اول ساحران دربار فرعون لت دوم معجزات موسی در کاخ فرعون لت سوم جادوگران بصیرت یافته و موسی را باور کردند، آنکس که حقیقت را شناخت خود جزئی از حقیقت میشود… و این داستانیست که در هر زمان تکرار میشود
عیسی مسیح
عیسی مسیح در دامان مادری زاد ه شد که تجلیات خدا آشکارا براو هویدا بود،آنچه بود صدق و پاکی مریم (ع) بود
حیرانی
حیرانی در برابر عظمت هستی وکاینات
پرواز
چشم های زنی را نقاشی میکنم که پرواز و آزاد شدن پرندگان را میستاید
کتاب
او و کتاب در عالم حضور
